دكتر محمد مهدي گرجيان

58

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

تصور مطلوبى كه موافقت با يكى از تمايلات دارد ، پيش آمد ، انسان روى استعداد مخصوص خود ، به سنجش مقايسه ومآل انديشى مى پردازد وسوابق ذهني خود را دخالت مى دهد وقوه پيش بيني خود را به كار مى اندازد ودر نتيجة ، جميع لوازم ونتايج منطقي كه ممكن است اين عمل دربر داشته باشد ، تا حد امكان ، در نظر مى گيرد . وأنواع واقسام فوايد ومضار متصوره آن شئ را مىسنجد ، اگر فوايد آن عمل بر مضارش چربيد ، آن را انتخاب واختيار مى كند واگر مضار آن كار را بيشتر يافت ، مثل آنكه در عين لذت وخوشى حاضر ، ألم وناخوشى بيشترى را بآلمال همراه داشت . يا آنكه در عين موافقت با غرايز دانى ، برخى از غرايز عالي را ناراحت ومتأثر سازد ، در اين صورت ، اراده در مقابل تمايل ، تحريك شده ، مقاومت مى كند وآن را به عقب مى راند . البتة اين نكته ، مورد تصديق است كه مقياس مفيد بودن ومضر بودن ، همانا موافقت ومخالفت با غرايز وتمايلات مختلف انسان است ، ولى هدايت غريزه در انسان عاجز است كه خط مشى انسان را در حيات ، معين كند ، زيرا تحريك وهدايت غريزه هميشه آنى است ، يعنى ( غريزه ) همواره انسان يا حيوان را به سوى لذت حاضر ورفع ألم حاضر رهبرى مى كند . خط مشى انسان در حيات ، بايد به وسيله هدايت عقل ، علم ، قانون وتكليف ، معين شود . با هدايت وراهنمايى عقل ، انسان بر خلاف ميل غريزه ، دواى تلخ را مىنوشد واز لذت وخوشيهاى آنى صرف نظر مى كند ، به خاطر نسيه زياد وبادوام ، از نقد كم وبي دوام ، صرف نظر مى كند واز منافع زياد با كمال ميل ورغبتي كه دارد ، به خاطر فضيلت اخلاقى ، صرف نظر مى كند ، رنج خود وراحت ياران مى طلبد وأحيانا خود را از قيد أطاعت غرايز دانى به كلى خلاص مى كند ودر زير اين چرخ كبود از هرچه رنگ تعلق پذيرد ، خود را آزاد مى سازد .